سيد محمد كمره اى

237

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

سرگرم ساختن دموكرات‌ها آقا ميرزا حبيب الله خان بود . قدرى صحبت و از اينكه اگر در مجمع را ببنديم مىترسيم يك دسته بروند تشكيل كميته را بدهند ، بهتر اين است كه تا آخر ماه رمضان سر آن‌ها را گرم نمائيم . بعد مقارن مغرب از دكان بيرون آمده منزل حسين خان لله رفتم كه يك سگ براى ما فكر كند و يا يك ششلول امانت يا به قيمت براى من بخرد ، نبود . پيش‌بينى اتلاف مجازاتىها در دولت وثوق الدوله منزل امير مفخم رفتم ، روضه داشت . بعد از ساعتى به اطاق خلوتى رفته ، اظهار استخلاص محبوسين را نمودم كه اگر وثوق الدوله سركار بيايد احتمال اتلاف آن‌ها مىرود . اظهار داشت كه من سه روز است استعفا داده‌ام ، باوجود اين به صمصام پيغام مىدهم ، اگرچه او هم جدا استعفا نموده است . بعد از ساعتى بلند شده به‌طرف منزل مىآمدم ، مرآت الممالك در بين راه تاريكى رسيد كه از خانه مشير فلان كه از رشت جديدا آمده رفته بود و او اظهار داشته بود كه كار جنگلىها محكم و انتشارات بىاصل ، و از قزوين تا رشت از قشون انگليسى خالى و آن‌ها منجيل را سنگربندى محكم كرده‌اند ، و قريب سى و پنج شش نفر صاحب‌منصبان آلمانى و عثمانى بين آن‌ها هست . تا درب كوچه با مرآت بوده ، نير السلطان به ما رسيد . از استعفاى كابينه بيان كرد بعد از مقدارى صحبت ، ساعت سه از شب ، بنده به خانه آمده ، شام آبگوشت بزباش خورده خوابيدم . توصيه به جنگل جمعه بيستم شعبان . - صبح بعد از چايى احمد را فرستادم خانه آقا تقى كه نشاء بادنجان بياورد . آقا حسين آقا از خانه همشيره كاغذى آورد كه ده تومان خرجى كسر آورده و اينكه سر خرمن پنج خروارى گندم براى آن‌ها تهيه نمايم . بعد او رفته شيدانى آمد . توصيه عكاس‌باشى را به وزير فوائد عامه نوشتم در خصوص قريه كرج . بعد ايشان رفته شخصى هم از طرف جهانيان آمد كه توصيه او را به جنگل بنويسم ، حواله او را به خلخالى دادم . بعد احمد نشاء از خانه آقا تقى آورده بود آن‌ها را كاشتم .